خرید بک لینک
برگرفته از سایت " نقد آزاد " استاد ادب و سخن شهرستان چرام و کهگیلویه ی بزرگ در مطلع مهر ۹۵ ، نوستالژی قلم و مدرسه را تکرار و این چنین بر تارک صفحه نقش خوش نگاشت . دولتخواه هم اکنون از اساتید دانشگاههای استان کرج و البته نام او یادآور خاطرات خوش مدرسه در دهه های ۷۰ و ۸۰ کهگیلویه ی بزرگ است . کرج،حال و هوایی داشت آن شب قلم بانگ رسایی داشت آن شب قلم ، از دوستان کودکی بود که کاسه کوزه اش بامن یکی بود در آن حال و هوا بارانکی خرد به روی گونه های من همی خورد و من چون عاشق سهراب بودم به عشق قطره ای بی تاب بودم در آن حال و هوا گفتم قلم را نگارینا ؛ بگو حرف دلم را قلم ام

برچسب: شعر زیبای عاشقانه,شعر زیبای سلام,شعر زیبای مادر,شعر زیبای دلتنگی,شعر زیبای تولد,شعر زیبای فارسی,شعر زیبای پدر,شعر زیبای پاییز,شعر زیبای عاشقانه برای همسرم,شعر زیبای انگلیسی, نویسنده: ابوالفضل رحمانی تاريخ: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 14:16

باز شد درب کلاس و همچو رخش .. قامت استاد زد بر دیده نقش .. گفت بر پا مبصر و ، کلِّ کلاس .. پر شد از یک ترس و یک بیم و هراس .. درب را مبصر پس از یک لحظه بست .. دست بالا برد و در جایش نشست .. دیده گانی خشک و سرد و سخت گیر .. بود در سیمای این استاد پیر .. دیده چرخاند و نگاهی بر همه .. کرد چون عباس اندر علقمه .. با تحکّم گفت برجا ای کلاس .. یک صدا گفتند آنها هم سپاس .. بعد از آن استاد با لبهای ریز .. گفت دفترهای انشا روی میز .. یک به یک سر زد به کل میزها .. باز گشت از پشت رخت آویزها .. سر زد و دید و سر جایش نشست .. چانه را انداخت در چنگال دست .. گفت جمعا از شماها راضی ام .. راضی از تدریسهای

برچسب: دفترت را میفروشی دخترم,دفترت را میفروشی دخترم از کیست, نویسنده: ابوالفضل رحمانی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 4:33

از واقعه ای تو را خبر خواهم کرد

وآن را به دو حرف مختصر خواهم کرد

با عشق تو در خاک نهان خواهم شد

با مهر تو سر زخاک برخواهم کرد

برچسب: رباعی از قیصر امین پور,رباعی باران قیصر امین پور, نویسنده: ابوالفضل رحمانی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 4:33

من سیب به خاطرت ربودم، حوّا
از عشق برای تو سرودم، حوّا
شرمنده، که اصل واقعیت این بود
دنبال شریک جرم بودم، حوّا

این رباعی در تازه ترین کتاب علیرضا دهرویه با نام - شغل جدید ابلیس- منتشر شده

برچسب: رباعیات علیرضا دهرویه, نویسنده: ابوالفضل رحمانی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 4:32

من کزین فاصله غارت شده ی چشم تو ام

چون به دیدار تو افتد سرو کارم چه کنم

یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است

میله های قفسم را نشمارم چه کنم؟

برچسب: رباعیات سید حسن حسینی,رباعی سید حسن حسینی,رباعی های سید حسن حسینی, نویسنده: ابوالفضل رحمانی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 4:32

هلا ، روز و شب فاني چشم تو دلم شد چراغاني چشم تو به مهمان شراب عطش مي دهد شگفت است مهماني چشم تو بنا را بر اصل خماري نهاد ز روز ازل باني چشم تو پر از مثنوي هاي رندانه است شب شعر عرفاني چشم تو تويي قطب روحاني جان من منم سالك فاني چشم تو دلم نيمه شب ها قدم مي زند در آفاق باراني چشم تو شفا مي دهد آشكارا به دل اشارات پنهاني چشم تو هلا توشه ی راه دريا دلان مفاهيم طوفاني چشم تو مرا جذب آيين آيينه كرد كرامات نوراني چشم تو از اين پس مريد نگاه توام به آيات قرآني چشم تو

برچسب: زنده یاد سید حسن حسینی, نویسنده: ابوالفضل رحمانی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 4:32

صفحه بندی